وقتی بعد 5 سال سختی و عذاب کشیدن و فرصت دادن می بینی نه ! 

این آدم درست بشو نیس ... خسته می شی به خدا ! دیگه نمی کشی ...

به خودت می گی تا کی من خوبی کنم و اون بدی !!!؟ 

پس بزار منم قید احساسمو بزنم !!! چرا همیشه من باید از خودم بگذرم ؟

چرا من همیشه باید عذاب بکشم ؟؟؟؟تاوان خوب بودن با آدمی مثل تو

خیلی سنگینه !!! خیــــــلی !

پس به من نگو عوض می شم نگو جبران می کنم ! این حرفات واسه

منی که هزار بار بهت فرصت دادم تکراریه !!!! به خدا تکراریه ...

من منکر این نمی شم که نگرانت می شم حتی بهت فکر میکنم و 

دلم می خواد همیشه حالت خوب باشه ...

اما نمی خوام دیگه باهات باشم و این تقصبر خودته !! 

پس از من نپرس چرا !؟ من بهت گفته بودم نزار صبرم تموم شه ...

گفته بودم انقدر ازیتم نکن که یه روز قید همه چیو بزنم ...

الانم از من توقع نداشته باش بمونم و حرفای عاشقانتو باور کنم ...

باور نمی کنم حتی اگه تو راست بگی ...

من قید احساسمو زدم ... قید تورو زدم ...! :|

اگه تا الان مونده بودم واسه احساسم بود ...

که اونم الان از بین رفته ... دیگه مثل اولش نیس ...

پس درکــــــــــــــــــم کن و بروووووووو ...

ما دیگه نمی تونیم مال هم باشیم...

همین وبلاگو زیرو رو کن می فهمی چقدر اذیتم کردی ...

چه روزایی نشستم اینجا واست نوشتم و تو نخوندی ...

باور کن دیگه نمی تونم ... حالا که فهمیدی اشتباه کردی

خوش حالم چون با نفر بعدی اینکارارو نمی کنی...

نزار یکی دیگه مثل من شه ...

برو با یکی و صادقانه باهاش همه چیو شروع کن ...

برو که من دیگه نیستم ! :|


+ نوشته شده توسط ستاره در سه شنبه هشتم مرداد 1392 و ساعت 17:4 |


Powered By
BLOGFA.COM